امشب دوباره می کنم احساس تنهایی
چون صفحه ایی خالی
در گوشه ای تنها
یا صفحه ایی در دفتر املا
بی هیچ خط
بی هیچ امضا
http://www.tashbad.blogfa.com/
در افق خورشید می میرد
و دریا رنگ خون سرخ چشمانش
می گیرد
- زندگی -
احساس مبهم یک روح مرده بیش نیست
- در کنار جاده پاییز -
یا زمستان
سرد و بی روح
بی کس و تنها
لرز در اندام
سایه ی شوم سیاه مرگ
در انتظار رهگذر در شب
ایستاده است
سکوت
و سکوت
و سکوت
و سکون
و مرگ
دوست من اگر اعتراضی است به دلیل امید است و آرزویی که شاید هرگز لباس واقعیت را به خود نبیند اما باز آرزو و امیدواریی